سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند
مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...
_______
_____
__
برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 19:52  توسط محقق املشی
|
http://pooz.blogfa.com/
امید است كه بتوانیم جهت تحقق اهدافی نظیر جلوگیری از تزلزل و سردی روابط زناشویی و عاطفی زوجین و متعاقب آن ازدیاد طلاق كه طبق آمار 40% آن در کل کشور و 50% آن در تهران به علت مشكلات آمیزشی میباشد ، سست شدن پایه های خانواده كه بی شك تزلزل پایه های زیر بنایی جامعه ما را به همراه خواهد آورد ، جلوگیری از اشاعه و نشر فساد و فحشا در جامعه ، جلوگیری از تمایل در تعدد شركاء جنسی به شكل مشروع و نامشروع واستحكام هر چه بیشتر پایه های عاطفی خانواده ، جلوگیری از شیوع بیماری های مقاربتی نظیر ایدز، هپاتیت و... گام برداریم و همواره به خاطر داشته باشیم روابط جنسی بهتر زوجین سبب نشاط و رضایت بیشتر از زندگی شده و متعاقباً باعث كارایی و كارآمدی بالاتر سلامت جامعه میگردد .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 16:48  توسط محقق املشی
|
خامنه ای خمینی دیگراست
ولایتش ولایت حیدراست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 19:42  توسط محقق املشی
|
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 15:52  توسط محقق املشی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 18:7  توسط محقق املشی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 16:7  توسط محقق املشی
|
روزهاي شما، زندگيتان را ميسازد. اگر روزهايتان را خوب و شاد سپري كنيد عمرتان زيبا سپري خواهد شد. براي لذت بردن از زندگي بايد سعي كنيم از اتفاقات روزمره و ساده حداكثر استفاده را كرده و آنها را به كام خود شيرين كنيم. براي اينكه در زندگي هميشه شاد و راضي باشيد ميتوانيد به راهكارهاي زير عمل كنيد. مطمئن باشيد كه انجام اين كارها زياد سخت نيست و به امتحانش ميارزد.
1. زيبايي را ستايش كنيد. هر روز ما با انواع زيبايي در اشكال و فرمهاي مختلف روبهرو ميشويم و جاي بسي تاسف است كه اين زيباييها براي بسياري از مردم به صورت عادت درميآيند، به طوريكه حتي ديگر آنها را نميبينند. دوباره به مردم، گياهان، وسايل، ساختمانها و چيزهايي كه در اطرافتان است نگاه كنيد و لحظهاي را به ستايش و تقدير از آنها بپردازيد و سعي كنيد ببينيد كه چه چيزي آنها را اينقدر خاص كرده است.
2. لبخند بزنيد. اگر لبخند نزنيد يعني تمام روز خود را هدر دادهايد. اين حرف بيهودهاي نيست. هرگز خود را آنقدر مشغول نكنيد كه فرصت خنديدن پيدا نكنيد يا آنقدر جدي نباشيد كه مانع لبخند زدن شما شود. در عوض اطراف خود را با افراد شاد پر كنيد.
3. به طبيعت برويد. طبيعت يك شفادهنده فوقالعاده اضطراب و نگرانيهاي زندگي مدرن است. خوردن ناهار در پارك، قدم زدن در حياطي پر از گل و گياه يا ديدن غروب خورشيد مثالهايي ساده براي لذت بردن از طبيعت در طول روز هستند.
4. با اطرافيان ارتباط برقرار كنيد. در بيشتر موارد طرز ارتباط ما با افراد پيرامونمان بيشترين شادي را در زندگي به ما ميدهد. شايد بهترين راه لذت بردن از كار، به جاي ارتقاي شغلي، داشتن ارتباطات خوب با همكارانتان باشد كه ميتواند در ايجاد لذت در شما بسيار موثر باشد.
5. براي خود لذتهاي ساده ايجاد كنيد. نوشيدن يك فنجان چاي داغ، بازي با پسر 8 ماههتان يا پختن يك غذاي عالي؛ شايد اينها فعاليتهاي خيلي هيجانآوري به نظر نرسند، اما براي خيلي از افراد ميتواند ايجاد شادي و نشاط كند. يك لحظه بايستيد و به اين فعاليتهاي ساده روزمره توجه كنيد. خواهيد ديد كه با انجام اين فعاليتها، زندگيتان لذتبخشتر خواهد شد.
6. ياد بگيريد. بين يادگيري مطالب و چيزهاي جديد و شادي ارتباطي قوي برقرار است. براي ايجاد اين ارتباط بايد مغز خود را وادار كنيد تا هر روز چيز جديدي ياد بگيرد. مثلا در راه رسيدن به منزل از محل كار يا بعكس فرصت خوبي براي يادگيري است. ميتوانيد از كتابهاي جيبي يا نوارهاي آموزشي به اين منظور استفاده كنيد.
7. صبح و شب خود را تغيير دهيد. آيا صبحها با عجله آماده شده و از منزل خارج ميشويد؟ آيا شبها تلويزيون را خاموش كرده و مستقيما به رختخواب ميرويد؟ مزاياي فراوان يك تغيير كوچك در زندگي روزمره را ميتوانيد تجربه كنيد. مثلا صبحها ميتوانيد يكساعت زودتر بيدار شويد و وقتتان را صرف خودتان كنيد يا به مطالعه يا ورزش بپردازيد. شبها قبل از خواب هم ميتوانيد روزتان را مرور كرده و يا مديتيشن انجام دهيد.
موفقيتهاي خود را جشن بگيريد. در طول روز مطمئنا به موفقيتهاي كوچكي دست مييابيم. شايد شما با يك مشتري بداخلاق به صورت موفقيتآميزي ارتباط برقرار كرده و موفق به فروش كالاهايتان شده باشيد يا سر كار از شما تعريف شده باشد. اينها اتفاقاتي نيستند كه ارزش جشن گرفتن داشته باشند اما چرا لحظهاي را صرف تشويق خودتان نميكنيد؟ تجربهتان را با يك فرد ديگر شريك شويد و به خودتان يك ناهار لذيذ هديه دهيد يا خود را از نظر روحي تشويق كنيد.
به جز راههايي كه در بالا گفته شد يك تكنيك ديگر به نام «شادي هر روزه» وجود دارد كه بسيار موثر بوده و راهي است براي اينكه زندگي را واقعا زندگي كنيد. اين روش به شما ميآموزد به ياد بياوريد امروزي كه در حال زندگي در آن هستيد ميتواند شاد باشد و بنابراين شما تشويق ميشويد كه امروزتان را شاد شاد بگذرانيد. اين بدين معنا نيست كه روزتان را طوري بگذرانيد كه گويي فردايي وجود ندارد. برنامهريزي براي آينده بسيار مهم است اما مهمتر اين است كه به خاطر فردا، امروزتان را ناديده نگيريد. به ياد داشته باشيد كه تنها راه رسيدن به آيندهاي خوب عبور از يك سري از اين «امروز»هاست. با سه گام زير ميتوانيد اين تكنيك را بهكار ببريد:
1. از كل روزتان لذت ببريد. انتخاب كنيد كه از هر روز لذت ببريد. صبح زود بيدار شويد و سعي كنيد با ديدي مثبت به آن روز نگاه كنيد و بهخاطر شروع يك روز جديد هيجان داشته باشيد. بله، گاهي اتفاقات ناگواري به وجود ميآيد و روز خوبي را براي ما رقم نميزند اما تصور كنيد كه اگر حداقل سعي كنيد كه شاد باشيد، شانسي براي لذت بردن از زندگي وجود خواهد داشت.
سعي كنيد سر كار هم از وقتتان لذت ببريد. بيشتر مردم ميدانند كه چگونه در وقت استراحت از آن لذت ببرند اما بسياري از آنها حتي نميتوانند تصور كنند كه در هنگام كار هم ميتوان شاد بود. راهحلهاي سادهاي وجود دارد كه ميتواند در اين امر به شما كمك كند.
آنچه را دوست داريد انجام دهيد. البته شايد گفتن اين موضوع سادهتر از انجام آن باشد اما به ياد داشته باشيد كه اين كار ممكن است و بايد آن را جزو اهداف كاريتان قرار دهيد.
با همكارانتان رابطه دوستي برقرار كنيد. از بسياري جهات، ارتباط ما با افراد بيشترين شادي را در زندگي به ما ميدهد. پس وقت بگذاريد و سعي كنيد كه با همكارانتان دوست شويد.
از كارتان احساس غرور كنيد. حتي اگر زندگي كسي را هم نجات نميدهيد اما به هر حال كارتان تاثير مثبتي در جامعه خواهد داشت. پس از شغلتان احساس افتخار كنيد. مطمئن شويد كه راجع به خود احساس بهتري پيدا خواهيد كرد.
منتظر روي دادن يك اتفاق براي شاد بودن نباشيد. شانس، پول بيشتر، يك ماشين مدل بالا يا جايي از محل كار كه ديد بهتري داشته باشد نميتواند در سطح شاد بودن شما اختلاف فاحشي ايجاد كند. سعي كنيد بيدليل شاد باشيد. دلايل كوچك و روزمره زندگي را براي خود بزرگ كرده و به خاطر آنها احساس شعف كنيد.
2. گامهاي كوچك برداريد. هر كسي در زندگي خود آرزوهاي بزرگ و اهداف دور از دسترس دارد. انسانها ميتوانند از ترس و شك رنج ببرند. اين بدين معناست كه اگر مراقب نباشيد اين آرزوهاي دور و دراز، خستهكننده و رعبآور خواهد شد و همين ترس از احساس خستگي مانعي در برابر رسيدن به آرزوها و اهداف است. اما واقعيت اين است كه اتفاقات و دستاوردهاي بزرگ، ناشي از برداشتن گامهاي كوچك است. يك سفر خيلي طولاني با يك گام آغاز ميشود. پس هر روز سعي كنيد كه يك گام كوچك به اهدافتان نزديك شويد.
همينكه احساس كنيد در حال پيشرفت به سمت هدفتان هستيد احساس شادي ميكنيد. سعي كنيد هر روز حداقل يك درصد پيشرفت كنيد. شايد اين مقدار، زياد به نظر نرسد اما تصور كنيد كه اين تغييرات كوچك پس از طي يك ماه چقدر ميتواند زياد باشد. پس سعي كنيد يك درصد شادتر و سلامتتر از ديروز باشيد و ببينيد كه چه روي خواهد داد.
3. عادات خود را به عاداتي روزانه تبديل كنيد. انگيزه، عامل پيشرفت است. فاصله در كارهايي كه انجام ميدهيم باعث كاهش انگيزه ميشود و عادات خوب را از بين ميبرد. مثلا وقتي فاصلهاي بين ورزش كردن روزانه ايجاد ميشود و چند روزي به دليلي ورزش نميكنيم به خودمان ميگوييم: «فردا ورزش خواهم كرد» و اين كار باعث ميشود كه اين عادت خوب كمكم از بين برود. اما اگر هر روز سر ساعت مشخصي ورزش كنيم اين عادت، روزمره ميشود و ديگر آن را پشت گوش نخواهيم انداخت.
پس سعي كنيد عادات خوب خود را به صورت روزمره انجام دهيد. برخي از عادات خوب عبارتند از:
- مغزتان را ورزش دهيد. ورزش مغز به اندازه ورزش بدني مهم است. حل كردن جدول، كوئيز و سودوكو ميتواند خيلي مفيد باشد.
- نخ دندان بكشيد. اين كار باعث ميشوم جرم بين دندانها از بين برود و عاملي در برابر حملات قلبي و سكته است و ميتواند 4 تا 6 سال به زندگي شما بيفزايد.
- با دوستانتان ارتباط بيشتري برقرار كنيد. فرستادن ايميل يا اساماس به صورت روزانه به دوستانتان وقتي از شما نميگيرد اما رابطه شما را با دوستانتان افزايش ميدهد و آن را تقويت ميكند.
به هر طريق ممكن سعي كنيد شاد باشيد و از زندگي لذت ببريد، اين رمز داشتن يك زندگي خوب و پربار است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 18:3  توسط محقق املشی
|
http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=3836
نويسنده : سعيد ليلاز
آغاز به کار مجلس هشتم اين سوال را ايجاد مي کند که اين مجلس چه عملکردي را خواهد داشت و تا چه حدي از عملکرد مجلس هفتم فاصله خواهد گرفت؟ به نظر مي رسد مجلس هشتم عملکرد بهتري از مجلس هفتم داشته و نظارت بيشتري را بر دولت نهم اعمال نمايد. البته عملکرد بهتر مجلس هشتم به نتايج انتخابات و چهره هاي وارد شده به مجلس چندان مربوط نيست.
در واقع ريشه اصلي تحرک مجلس هشتم براي عملکرد مطلوب نه در درون مجلس و نمايندگان آن بلکه در خارج از آن و حادشدن شرايط اقتصادي - اجتماعي است. وخامت اوضاع اقتصادي بود که در تبليغات انتخاباتي نيز وجه اصلي تبليغات کانديداها را به سمت مسايل اقتصادي سوق داد.
فارغ از اين وخامت، تضاد بي سابقه بين قواي کشور اعم از مجلس، دولت و قوه قضائيه ايجاد شده است. اين مولفه هم مي تواند در عملکرد بهتر نمايندگان مجلس هشتم موثر باشد.
در اين ميان تضاد و چنددستگي در دولت به حالتي بي سابقه رسيده است. از 60-50 سال گذشته چنين حجمي از اختلاف در هيچ دولتي سابقه نداشته است. البته شکاف در درون دولت هاي خاتمي و هاشمي و دولت هاي قبل از انقلاب هم بود اما هيچ گاه اين شکاف ها رسانه اي نمي شد. رسانه اي شدن اختلافات درون دولت، شدت و حجم زياد اين اختلاف ها را عيان مي سازد. اين اختلافات از جنبه ديگري نيز مهم است. نقطه قوت دولت احمدي نژاد اين بود که دولت و مجلس و ساير نهادهاي نظام در دوره ايشان بيشترين يکدستي را نشان مي داد. اما اين يکدستي به شدت دچار انشقاق شده است.
از سوي ديگر مجلس هفتم ضعيف ترين عملکرد را از خود به نمايش گذاشت طوري که اين مجلس را مي توان يکي از ضعيف ترين مجالس مشروطه و ضعيف ترين مجلس پس از انقلاب دانست. مجلس هشتم مجبور است براي گريز از شائبه ضعف و تصحيح ذهنيت مردم از مجالس شوراي اسلامي عملکرد بهتري را نمايش دهد.
اين موضوع هم به جناح بندي درون مجلس يا چهره هاي نمايندگان آن مربوط نيست بلکه باز وخامت اوضاع اقتصادي - اجتماعي است که فشار بر مجلس را براي تصحيح رفتار خود افزايش مي دهد.
جهت گيري عملکرد مجلس هشتم هم به نظر مي رسد که اقتصادي باشد. دليل آن محدود شدن مجلس است. مجلس هفتم تقريبا در هيچ يک از حوزه هاي فرهنگي و سياسي مانند مساله هسته اي دخالت نکرد. بنابراين مجلس هشتم به سمت تمرکز بر برنامه هاي اقتصادي پيش خواهد رفت و براي تحقق آن چاره اي جز نظارت بيشتر بر دولت وجود ندارد.
اما با وجود همه اين مسايل نکته مهم آن است که آيا دولت نظارت بيشتري مجلس را خواهد پذيرفت يا خير؟ ممکن است دولت به دليل وخامت اوضاع کشور نظارت مجلس را بپذيرد در اين صورت تا حدي برخي امور اصلاح خواهد شد. اما اگر دولت از نظارت مجلس سرباز زند تضاد و تناقض بين دستگاه ها افزايش خواهد يافت. دو نمونه بارز رفتار دولت و مجلس مي تواند در لايحه بودجه سال 87 و نيز لايحه تفريغ بودجه سال 86 نمايان شود; اينکه دولت نقش مجلس را در اين دو امر مهم مي پذيرد يا نه.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 12:31  توسط محقق املشی
|
http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=3837
مديرعامل و جمعي از مسوولان خبرگزاري دانشجويان ايران به مناسبت سالروز انقلاب فرهنگي با آيت الله موسوي اردبيلي ديدار کردند.
به گزارش ايسنا، آيت الله موسوي اردبيلي در اين ديدار اظهار کرد: کار خبرگزاري به صورت اجمالي شبيه کار ماست البته کار خبرگزاري مهم تر است.
وي در ادامه با بيان اينکه «سرمايه انسان آبروي او است» بر لزوم تلاش مسوولان براي جلب اعتماد مردم تاکيد کرد.
اين مرجع تقليد در ادامه سخنان خود گفت: اگر کنترل نباشد سنگ روي سنگ بند نمي شود. خصوصا درجهان امروز; ما در خارج دشمنان قسم خورده داريم که متشکل هستند و طبق برنامه عليه ما کار مي کنند; نمونه آن فيلم «فتنه»، «اقدامات سلمان رشدي» و غيره است. چه قبول کنيم و چه نکنيم واقعيتي است که عليه ما با امکانات زياد کار صورت مي گيرد; اما ما نيز نبايد گزک دست آن ها بدهيم.»
موسوي اردبيلي در ادامه سخنانش بر لزوم تبعيت مسوولان کشور از قانون، مقررات و مصالح ملي تاکيد کرد.
وي ادامه داد: «خدا کند همه در جهت مصالح مردم کار کنند; انقلاب براي همين شروع شد والا از انقلاب چيزي جز لفظ نمي ماند.»
اين مرجع تقليد افزود:« در لفظ همه ما مي گوييم انقلاب; اما برخي راست مي گويند و بعضي ها راست نمي گويند و برخي ها نيز اين را وسيله اي براي کارهاي ديگر قرار مي دهند.»
وي گفت: «در داخل همه نوع کار به نفع، به ضرر، به صلاح و به فساد انجام مي شود منتهي بايد تشخيص داد و کارهايي که به صلاح مردم است را شفاف کرد.»
اين مرجع تقليد در بخش ديگري از سخنانش افزود: «برخي اتفاق ها در مملکت را از راديوهاي ديگر مي شنويم که اين صدمه مي زند; ما نبايد حرف خودمان را از زبان ديگران بشنويم، زماني آن ها دروغ مي گويند، اما گاهي هم اينطور نيست. مثلا گاهي بي .بي. سي راست مي گويد، اما همان حرف راست را يا خبرگزاري هاي ما ندارند يا راديو، تلويزيون و رسانه هاي گروهي ما روي آن کار نکرده اند.»
موسوي اردبيلي متذکر شد: «مي خواستم روزي برادرانم را ببينم و بگويم براي خدا بياييد يک کاري بکنيد; دست آوردهاي ديگران را اگر نمي خواهيم تثبيت کنيم حداقل صدمه نزنيم زيرا مردم همه کاره هستند.»
وي گفت: «بعد از انقلاب نهادهاي خيلي خوبي در ايران سرکار آمد و اساس کار را درست گذاشتند; البته گاهي نيز اشتباهاتي کردند.»
در ادامه موسوي اردبيلي پس از ارائه گزارش معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي، اظهار داشت: «در اوايل انقلاب بيش از هر چيز راه دانشگاه را دسته جمعي يا فردي پيش گرفتيم هم دانشگاهيان خوب کار کردند و خوب آمدند.غائله چهاردهم اسفند ماه بني صدر، غائله پوچ نبود و ريشه دار بود او هم از دانشگاه شروع کرده بود، اما بالاخره با کمک خدا از يک طرف و ياري مردم ازسوي ديگر، کار بني صدر نتيجه نداد.»
وي با ابراز تاسف از اين که برخي گروه ها در دانشگاه به وجود آمده اند که «داس و چکش» بلند کرده اند،عنوان کرد: «اين ها دير از خواب بلند شده اند، يک وقتي داس و چکش را بلند مي کردند اما حالا داس و چکش از بين رفته است. وقتي که مطهري ، بهشتي، باهنر و ديگر دوستان زنده بودند تا مي ديدند در نقطه اي اختلال شده احساس وظيفه مي کردند، اما اين احساس حالا نيست يا کم است; اين توقع نبود. ما خيلي در اينجا زحمت کشيديم و بسيار شهيد و خون داديم، جبهه رفتيم اين طور فکر نمي شد که به اين زودي ها اين چيزها در جامعه ما به وجود آيد.»
موسوي اردبيلي با بيان اينکه «گراني بيداد مي کند»، افزود:« مسکن و زمين گران شده، بيکاري و اشتغال به اين وضع درآمده، بايد به فکر بود.»
اين مرجع تقليد به خاطراتي در زمان نخست وزيري ميرحسين موسوي اشاره کرد و گفت: «در دوره نخست وزيري ميرحسين موسوي نان خيلي ارزان بود و گفته مي شد نان به اين ارزوني، مردم فکر مي کنند مجاني است و مي خواستند يک مقدار گرانش کنند قرار شد ميرحسين با امام (ره) صحبت کند تا اين صحبت را شروع کرد امام (ره) آنچنان عصباني شد و گفت شما آمده ايد نان مردم را گران کنيد؟ آيا انقلاب يعني نان مردم را گران کردن؟ امروز نان مردم را گران مي کنيد فردا ساير چيزها را گران مي کنيد اين نمي شود; بالاخره امام (ره) اجازه داد اسکناس چاپ کنيم. ما در آن زمان فهميديم راه گران کردن بسته است و نخواهد شد، اين انقلاب اين طوري شروع شد.»
اين مرجع تقليد افزود:« انقلاب براي اسلام بود آن هايي که شهيد شده اند، خون داده اند، براي خدا بود، براي دنيا و نان خواهي نبود.»
وي در ادامه با توصيه به مسوولان ايسنا درباره توجه به تلاش در انتشار اخبار اسلام واقعي و حقيقي، ادامه داد: «اين طور نباشد که مثلا در فلان جا راجع به هلند تظاهرات شده، بعد از چند روز يک دسته دانشجو هم جلوي سفارت هلند در ايران رفته اند. اين درست نيست که بگويند در ترکيه خيلي خوب تظاهرات کردند; يک زماني خيلي خوب در ايران تظاهرات مي کردند. ما مي گوييم انقلاب اسلامي به وجود آورده ايم آن وقت آنها قبل از ما حرکت مي کنند و ما به دنبال آن ها مي رويم اين نمي شود; انشا»الله فراموش نکنيد.»
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 12:30  توسط محقق املشی
|
نويسنده : قسمت اول احمد بخارايي
مسائل اجتماعي در خلا» اتفاق نمي افتد. هر پديده اي به عنوان جزيي از نظام کنش در ارتباط علي با ديگر پديده هاي اجتماعي، قابل تبيين و درک است. امروزه، وجود پديده هايي مانند فقر و جرم، واضح تر از آن است که نياز به تحقيق آکادميک داشته باشد. اما فهم اين مسائل، شديدا نيازمند تحقيقات اجتماعي است تا از تحليل و تبيين عوامانه و غير کارشناسانه حذر شود.
به نظر مي رسد در جامعه ايران سه مساله اساسي و مرتبط با يکديگر وجود دارد که عبارتند از: فقر، تبعيض و جرم. «فقر» به دو معناي فراگير و ويژه به کار مي رود. «فقر فراگير» وجود نقصان در يک پديده است مانند «فقر آموزشي» که به تعليم و تربيت ناقص اطلاق مي شود يا وجود «فقر عاطفي» در ميان بچه هاي طلاق «فقر ويژه» عمدتا جنبه اقتصادي دارد که از ميزان در آمد و محل زندگي و مدت زندگي و نوع تغذيه و بهداشت، مشخص مي شود.
بسياري از گفتارها وقتي صحبت از «فقر» مي شود منظور «فقر ويژه» است « تبعيض» به معناي برابر نبودن شرايط است. تبعيض در جامعه اي مشاهده مي شود که تمايزات ناشي از مسلک ها و طبقات در آن وجود دارد و همه مشاغل و مناصب و افتخارات و پاداش ها به يکسان در دسترس همگان قرار ندارد. «جرم» به معناي انحراف از هنجارهاي مدون يا قانون است. «جرم» يکي از انواع ناهنجاري ها است. اگر مجموعه هنجارهاي اجتماعي را در سه دسته زير خلاصه کنيم: 1- قوانين، 2- رسوم و عادات 3- ارزش هاي اصيل و مقدس، ناهنجاري ها هم سه دسته خواهد بود: 1- قانون شکني (جرم) 2 - هنجارشکني عاميانه 3- هنجارشکني ارزشي. مورد اول، مانند سرقت، مورد دوم مانند نوآوري در مراسم سنتي و مورد سوم مانند تلاش نخبگان براي تحول جوامع سنتي. در فرهنگ عام بشر، قانون شکني يک ناهنجاري تلقي مي شود، اما هنجارشکني ارزشي در «فرهنگ خاص» به عنوان يک کجروي مطرح است حال آن که همان هنجارشکني در فرهنگي ديگر، مورد پذيرش است . اينک با دو سوال اساسي مواجه هستيم . 1 - کداميک از مسائل سه گانه فقر و تبعيض و جرم به ديگري تقدم دارد و عامليت هر يک بر ديگري از نوع علي يا مداخله گر است؟
مجموعه عوامل تاثيرگذار بر اين سه مساله کدامند؟
در پاسخ به سوال نخستين، ابتدا تعريف هر يک از سه پديده مذکور مورد بحث قرار مي گيرد. در تعريف «فقر» ميان «فقر مطلق» و«فقر نسبي» بايد تمايز قائل شد . بنا به تعريف «فقر نسبي» افراد داراي مشاغل متزلزل، افراد مسن، اعضاي خانواده هاي پر جمعيت يا خانواده هاي تک سرپرست جزو فقرا محسوب مي شوند و علاوه بر آن تعيين حداقل معيشت، بستگي به شرايط فرهنگي و اجتماعي دارد، از جمله تعيين حداقل فضاي مسکوني مناسب. بنابراين «فقر» يک امر نسبي است نه مطلق .
و اما «تبعيض» داراي مصاديق مختلفي است، مانند: تبعيض جنسي، قومي، زباني، مذهبي، نژادي و گروهي. اکثر جامعهشناسان بر آنند که نابرابري نه تنها از تفاوت در درآمد که از تفاوت در ثروت، منزلت و قدرت هم ناشي مي شود و اين تفاوت ها در کشورهاي مختلف خود را در نظام هاي ساختاري گوناگوني از قشر بندي به نمايش مي گذارد و اما «رفتار مجرمانه» بيان يک اعتراض و طغيان است.
ما دوره هاي بيشماري را شاهد بوده ايم که طي آن مردم در فقر زندگي مي کردند يا زير شديدترين تبعيض ها بودند اما رفتار مجرمانه نداشتند.
فقر دائمي يا محروميت به «جرم» نمي انجامد، بلکه آن هنگام که رفتار مجرمانه سر بيرون مي آورد حتي با وجود بهبود در شرايط زندگي مردم نسبت به گذشته «انقلاب» يک حرکت قانون شکنانه و مجرمانه از نگاه دولت حاکم است .
از نگاه ساموئل هانتينگتون هم، انقلاب در جامعه اي اتفاق مي افتد که پديده نوسازي جلوتر از تحرک سياسي به حرکت ادامه دهد و به بيان ديگر، انقلاب به عنوان يک رفتار قانونشکنانه فراگير، نه در زمان فقر و تنگدستي جامعه بلکه پس از فقرزدايي حادث مي شود بنابر نظريه هاي فوق، رفتارهاي جمعي، ريشه در شکل گيري يک «امر دروني» دارد که آن هم به آگاهي و شناخت پيوند خورده است. وقوع «جرم» هم که يک پديده «نسبي» و نه «مطلق» است، تحت تاثير عاملي علاوه بر فقر، يعني احساس و درک فقر قرار دارد.حال سوال اين است که آيا در هر جامعه اي به محض ايجاد احساس فقر در افراد، رفتارهاي مجرمانه جلوه گر مي شود؟ عامل تسريع کننده حرکت فرد به سوي رفتار مجرمانه پس از احساس و درک فقر، وجود تبعيض در جامعه است به بيان ديگر، تبعيض بستر هموار حرکت رفتار کنشگر اجتماعي از آگاهي به فقر تا انجام رفتار مجرمانه است. در واقع وجود فقرو احساس فقر از شروط لازم و وجود تبعيض، شرط کافي وقوع جرم است !
عوامل اقتصادي فقر :
مجموعه عوامل موثر بر فعاليت هاي اقتصادي عبارتند از: سرمايه گذاري داخلي (دولتي و خصوصي) سرمايه گذاري خارجي، فن آوري، منابع طبيعي و مواد اوليه و قوانين و مقررات اقتصادي، درآمد سرانه اندک و وجود فقر در جامعه ناشي از وجود ضعف در عوامل فوق است که از ميان آنها فقط عامل منابع طبيعي جنبه مادي (material) دارد و صرفا اقتصادي است اما مجموع عوامل ديگر، تحتتاثير نظام اجتماعي است.
به دليل روند کند رشد بخش خصوصي در ايران امروزه دولت بيش از 80 درصد اقتصاد کشور را در اختيار دارد.
عوامل اجتماعي فقر :
جمعيت: دهه 80، دهه بحران جمعيت در ايران نامگذاري شده است. زيرا متولدين سال هاي اولين انفجار جمعيت در ايران چنانچه از اين پس تشکيل خانواده داده و داراي حتي دو فرزند شوند، دومين انفجار جمعيت در ايران به وقوع مي پيوندد. اگر روند داشتن 2 يا 3 فرزند در هر خانواده ادامه يابد، جمعيت ما به بيش از 90 ميليون نفر در 20 سال آينده مي رسد. (اطلاعات به نقل از همايش روز جهاني جمعيت در تهران 80/12/4) افزايش جمعيت در کشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه از 6 ميليارد کنوني به 7/1 ميليارد در سال 2020 با توجه به منابع موجود، شکاف فقير و غني افزايش خواهد يافت و ايران هم از اين قاعده مستثني نيست مگر آن که مواليد کنترل شود. «هنگامي که به مردم امکان به دست آوردن ضروريات زندگي داده شود. غذاي کافي، سر پناه، پوشاک، مراقبتهاي پزشکي، آموزش و پرورش و مجالي براي بالا بردن سطح رفاه خود تصور مي شود که خانواده ها خواهان محدود کردن ابعاد خانواده هايشان خواهند شد».
مهاجرت به شهر :
آمار سال 65 براي اولين بار نشان داد که جمعيت شهر نشين کشور ما بيش از روستا نشين است و گسترش شهر نشيني هم با افزايش مصرف، تنش فقر و ثروت،کار و بيکاري و محيط و ماشين، توام است. اگر اين تنش و تقابل به «تعاون» نينجامد و به «تنازع» ختم شود، «آنچنان احساس فقر در ميان شهر نشينان تازه وارد قوت مي گيرد که زمينه لازم جرم را فراهم مي آورد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 12:27  توسط محقق املشی
|
متن گفت و گوی خبرنگار ارشد سی.ان.ان با مسعود ده نمكی مدیر مسئول نشریه صبح دو كوهه و تهیه كننده مستند فقر و فحشا منتشر شد.
بخشهایی از متن به گزارش روابط عمومی نشریه صبح دو كوهه و به نقل از شریف نیوز ذکر میشود:
كریستین امانپور: شما چرا این فیلم فقر و فحشا را درست كردید؟
ده نمكی: دغدغه اصلی من در ساخت فیلم وهمچنان كه از مضمون آن بر میآید طرح موضوع عدالت اجتماعی است و میخواستم عدالت را به عنوان یك مطالبه عمومی از زاویه هنر و سینما طرح كنم.
كریستین امانپور: آیا منظورتان فقر هم هست؟
ده نمكی: بله! یك بعد عدالت به فقر وتوزیع نا عادلانه ثروت بر میگردد. گرچه خیلیها فحشا را صرفًا یك پدیده فرهنگی واخلاقی میدانند ! فیلم میخواست این باور را در جامعه مسئولین كشورو مخاطب ایجاد كند كه بر اساس تعالیم دینی ما وجود و گسترش فقر باعث تباهی اخلاق وایمان میشود. یعنی مضمون فیلم برگرفته از تعالیم و باورهای دینی ما بود.
كریستین امانپور: شما در فیلم چندین دختروزن را نشان دادید كه به فحشا روی آورده بودند آیا خود این سوژهها به شما گفته اند كه چرا به فحشا روی آوردند و آیا فقر دلیل آن بود؟
ده نمكی: من در فیلم فاكتور اقتصادی وتأثیر آن را بر این مقوله مورد مطالعه قرار دادم. كما اینكه مسلم است فحشا میتواند علتهای دیگری مانند عوامل اجتماعی و فرهنگی وخانوادگی وحتی روانی داشته باشد. اما در این فیلم فقروتأیید آن مورد بحث است. فقر مطلق و فقر نسبی. فقر مطلق كه ناشی از فاصله طبقاتی وبی عدالتی و توزیع نابرابر ثروت است وفقرنسبی كه به تغییر الگوی مصرف در جامعه برمی گردد. در اینجا عامل فرهنگی وفقر فرهنگی هم دخیل میشود. در این تغیر الگوی مصرف براساس یك الگوی توسعه غلط وارداتی ازغرب به جوامع در حال توسعه یا توسعه نیافته، جامعه انقلابی قناعت محوربه یك جامعه ی مصرف محور تبدیل میشود ومردم براثر همین الگو با تبلیغات وهجوم رسانه ای دعوت به مصرف بیشتر میشوند واین در حالی است كه منابع درآمد برای طبقه پایین جامعه محدود است وعده ای دیگربا رانتخوای در این شرایط با استفاده از فرصتهای ویژه از طبقه متوسط به طبقه بالا میپیوندند واین یعنی تعمیق شكاف طبقاتی.
با محدودیت درآمد برای طبقات پایین ومحدودیت، منابع درآمد روشهای نا مشروع شیوع مییابد كه یكی از آن فحشا است واین فحشا منحصر به ایران نیست. شما درآسیای جنوب شرقی وآسیای میانه و حتی اروپای شرقی وحتی نوع دیگری از این شكاف طبقاتی را در اروپای غربی وحتی خود آمریكا میبینید.
كریستین امانپور: در مورد یكی از این سوژهها میشود بیشتر توضیح دهید؟
ده نمكی: بله موردی بود كه به خاطر امرارمعاش ونان شب تن به فحشا داده بود ولی موردهای دیگری هم در فیلم است كه مثلاً برای تأمین هزینه تحصیل در دانشگاه غیر دولتی مجبور به این كار بود.
كریستین امانپور: آیا شما وقتی این سوژهها را دیدید با توجه به نوع باورهای خودتان شوكه شدید؟
ده نمكی: من با آسیبهای اجتماعی وتبعات فقرسالهااست كه آشنا هستم.حرفهی من روزنامهنگاری است واین مضمون فیلم را از سالها قبل در نشریات ومقالات متعدد نوشته بودم. البته ذائقه مخاطب ایرانی امروز از روزنامهها به رسانههای تصویری گرایش بیشتری دارد. به همین خاطرمن هم مدیوم سینما را برای طرح موضوع عدالت اجتماعی انتخاب كردم. والحق تصویر در القای مفاهیم مؤثرتر از نوشتار است.
من سعی كردم برای قابل باور وپذیرش بودن وعلمی بودن این ادعا تحقیق میدانی وسیعی انجام دهم وفیلم یك مستند واقعی باشد. فیلم ثابت كرد كه فحشا صرفاً یك پدیده فرهنگی واخلاقی نیست. فیلم تأثیرعامل فقر را ثابت كرد......
البته باید قبول كرد اینكه یكی از نیروهای انقلاب واز كسانی كه به خاطر آن جنگیده وخون داده چنین فیلمی را میسازد این اطمینان را می دهد كه موضوع فیلم سیاسی وجناحی نیست، فیلم دست روی فطرت مشترك همه مردم و مسئولین با گرایشهای مخنتلف میگذارد .....
من ساخت فیلم را آغاز یك سرفصل میدانم. گرچه به فیلم وساختار آن به عنوان اولین ساخته ی من اشكالاتی وارد است اما من معتقدم امروز اثبات اینكه فحشا معلول فقر وفقر معلول بی عدالتی وفاصله طبقاتی است در بین مسئولین و مردم موفق بوده واین برای هرفیلمی یك امتیاز است كه تأثیر اجتماعی بگذارد.امروز آمارهای ارایه شده توسط مسئولین مدعای فیلم را تأیید میكند........
ما درحال تمرین دموكراسی هستیم. شاید من هم الان اگر جای مسئولین بودیم تحمل نقد را نداشتم وهمین برخورد را میكردم نمیدانم! اما مهم این است كه زندگی جریان دارد. مانقد میكنیم و آنها هم مقاومت میكنند واصلاً طبیعت قدرت مقاومت در برابر نقد است.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 10:15  توسط محقق املشی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 10:9  توسط محقق املشی
|